<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.2" -->
<rss version="0.91">
    <channel>
        <title>وب سايت جامع اطلاع رساني شهرستان ابهر</title>
        <description>ابهرنت ، &lt;br /&gt;پايگاه اطلاع رساني شهرستان ابهر</description>
        <link>http://abharnet.ir/net</link>
        <lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 10:28:40 +0100</lastBuildDate>
        <generator>FeedCreator 1.7.2</generator>
        <item>
            <title>نوروز در اشعار عطار نیشابوری</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=631&amp;Itemid=91</link>
            <description>
عطار
شاعروعارف  نامداری است که در قرن ششم در نیشابور می زیسته و بیشتر اشعارش
حال و هوای عرفانی دارد و شاعران عارف بعد از وی از اشعار عطار الهام
گرفته اند . 
جهان از باد نوروزی جوان شد  زهی زیبا که این ساعت جهان شد  شمال صبحدم مشکین نفس گشت  صبای گرم رو عنبر فشان شد  تو گویی آب خضر و آب کوثر  ز هر سوی چمن جویی روان شد </description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز در اشعار حکیم عمر خیام نیشابوری</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=630&amp;Itemid=91</link>
            <description>حکیم عمر خیام نیشابوریحکیم عمر خیام نیشابوریحکیم عمر خیام در قرن پنجم می زیسته و یکی از آثار مهم وی رباعیات است که شهرت عالمگیر دارد .كلام حکیم خیام مملو از استدلال و آگاهی دادن است و هر خواننده ای را وادار به تفکر می کند.رباعی ذيل درباره نوروز ، گل ، طربناکی ،بلبل و ناپایداری گل و سبزه است:برچهره گل شبنم نوروز خوش استدر صحن چمن روی دل افروز خوش استاز دی که گذشت هر چه گویی خوش نیستخوش باش و ز دی مگو که امروز خوش استچون ابر به نوروز رخ لاله بشستبرخیز و بجام باده کن عزم درستکاین سبزه که امروز تماشاگه تستفردا همه از خاک تو برخواهد رستبنگر ز صبا دامن گل چاک شدهبلبل ز جمال گل طربناک شدهدر سایه گل نشین که بسیار این گلاز خاک برآمده است و در خاک شده</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز در اشعار باباطاهر</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=629&amp;Itemid=91</link>
            <description>
بابا طاهر شاعرقرن پنجم و درهمدان می زیسته است. بابا طاهر از شعرای نامی وعارف بزرگ ، ساده و بی پیرایه است.  بابا طاهر دو بیتی هایش را به لهجه ای سروده که نشان دهنده زبان پهلوی است
و بی گمان محبوبیت و شهرت باباطاهر مرهون توجهی است که به زبان و کشور خود
داشته است و در نهایت سادگی با آهنگي دلنشین ، روح ایرانی را تسلی بخشیده
است.  دوبيتي ذيل از جمله دوبيتي هاي بهاريه بابا طاهراست:  
عزیزان موسم جوش بهاره  چمن پر سبزه و صحرا لاله زاره  دمی فرصت غنیمت دان در این فصل  که دنیای دنی بی اعتباره  بمو واجی چرا ته بی قراری  چو گل پرورده باد بهاری  چرا گردی بکوه و دشت و صحرا  بجان او ندارم اختیاری  گلان فصل بهاران هفتهٔ بی  زمان وصل یاران هفتهٔ بی  غنیمت دان وصال لاله رویان  که گل در لاله زاران هفتهٔ بی </description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز در اشعار حافظ</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=628&amp;Itemid=91</link>
            <description>حافظ شاعر عارف و رندی است که اشعارش در نهایت لطافت همراه با ایجاز و موسیقی کلام و فصاحت تمام است .  ازغزلیات شیوا ، بی زنگار و جان نواز حافظ خوش سخن در باره نسیم باد
نوروزی ، گلزار و صحرا و چمن و غنچه و گل ، چند بیت در اینجا نقل می گردد :
 ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی  از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی  ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست  که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی  بصحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی  بگلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی  سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی  که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی  ساقیا سایه ابرست و بهار و لب جوی  من نگویم چه کن ار اهل دلی خود بگوی  دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم  سخن اهل دلست این و بجان بنیوشیم  افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن  مقدمش یارب مبارک باد بر سرو چمن</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز در اشعار مولوی</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=627&amp;Itemid=91</link>
            <description>مولوی معتقد است که غم و شادی دو پدیده طبیعی روح بشر است و هرگز نمیتوان آن را از قاموس زندگی بشر حذف کرد . غم وشادی  هر دو برای رشد و کمال شخصیت آدمی لازم است .مولوی با الهام از وضعیت بهار و سرسبزی گلستان و رويیدن گلها و برآمدن شکوفه ها ، به این نکته اشاره دارد:آتش و آبی بباید میوه راواجب آید ابر و برق این شیوه راتا نباشد برق دل و ابر دو چشمکی نشیند آتش تهدید و خشم ؟کی بروید سبزه ذوق وصالکی بجوشد چشمه ها زآب زلال؟کی گلستان ، راز گوید با چمنکی بنفشه عهد بندد با یاسمنکی چناری کف گشاید در دعاکی شکوفه سرفشاند در هوا ؟کی شکوفه آستین پر نثاربرفشاند گردد ایام بهار ؟کی ز درد لاله را رخ همچو خونکی گل از کیسه برآرد زر برونکی بیاید بلبل و گل بو کند کی چو طالب، فاخته کوکو کند ؟</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز در اشعار سعدی</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=626&amp;Itemid=91</link>
            <description>به راستی که استاد سخن سعدی است . راز شورانگیزی سخن سعدی که با گذشتن بیش از هفتصد سال هنوز هم پایدار مانده است و کلام اثربخش وی نمودار کمال شیوايی و رسايی زبان فارسی شمرده می شود . طبع لطیف و ذوق بی مانند و استعداد شگرف سعدی که بخشش ایزدی است ، نیک پرورش یافت و به کمال نزدیک شد .بی گمان آب و هوای فرح بخش شیراز و صحراهای سبز و خرم و دشتهای پرگل و لاله و مرغان خوش نوا نیز در الهام گرفتن وی از جمال طبیعت ، تاثیر فراوان داشته است .درخت غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران بعیش بنشستندبساط سبزه لگد کوب شد به پای نشاطز بس که عارف و عامی برقص برجستندبرآمد باد صبح و بوی نوروزبکام دوستان و بخت پیروزبهاری خرمست ای گل کجائیکه بینی بلبلان را ناله و سوزبهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانیبغلغل در سماع آیند هر مرغی بدستانیبوی گل و بانگ مرغ برخواستهنگام نشاط و روز صحراستفراش خزان ورق بیفشاندنقاش صبا چمن بیاراستوقتی دل سودائی میرفت ببستانهابیخویشتنم کردی ، بوی گل و ریحانهاگه نعره زدی بلبل ، گه جامه دریدی گلبا یاد تو افتادم ، از یاد برفت آنها</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز در شاهنامه فردوسی </title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=625&amp;Itemid=91</link>
            <description>به روایت شاهنامه فردوسی چون جمشيد به آذربایجان رسید روزی بود که
آفتاب به نقطه حمل آمده و بهار آغاز شده بود ،چون آفتاب طلوع کرد و پرتو
آفتاب بر آن تاج و تخت افتاد ، شعاعی در نهایت روشنی پدید آمد و چون شعاع
و انوار نور را شید می گویند ، این لفظ را بر جم افزودند و وی را جمشید
گفتند و در آن روز جشنی عظیم برپا کردند و آن را روز را نوروز نام نهادند.
جهان انجمن شد بر تخت اوی  فرومانده از فره بخت اوی  به جمشید بر گوهر افشاندند  مر آن روز را روز نو خواندند 
 از آن پس ، چون جشن نوروز همزمان با نو شدن سال و تحول در طبيعت بوده است
تقریبا همه سرایندگان و شاعران به این تغییر و دگرگونی توجه ویژه نموده
اند و هر یک مطابق با زمینه فکری خود در وصف نوروز ، بهار ، چمن ، گلستان
و شکوفه ، استادانه و با نازک خیالی ، شعر سروده اند . گویندگان توانای
شعر فارسی  با زبردستی تمام دیبائی نگارین در کارگاه ذوق و اندیشه می
بافند که تار و پود آن الفاظ منسجم ، روان و نقش و نگار دلفریب آن ،
آفریده طبع لطیف و قدرت ابداع آنها در تصویر جمال هستی است .</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نوروز از دیدگاه امام صادق (ع) </title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=624&amp;Itemid=91</link>
            <description>امام
صادق(ع) فرمود: نوروز, روزى است كه خداوند از بندگانش پيمان هايى گرفت كه
تنها خداى يكتا را بپرستند ،براى او همتا قرار ندهند ، ايمان به رسولان و
حجت هاى خدا و امامان(ع) بياورند.
 نوروز روز نزول وحي بر پيامبر و ظهور امام زمان(عج) معلی &amp;zwnj;بن&amp;zwnj; خنیس&amp;zwnj; می&amp;zwnj;گوید در نوروز بر امام&amp;zwnj; صادق(ع) وارد شدم فرمود: این&amp;zwnj;
روز را می&amp;zwnj; شناسی؟ عرض&amp;zwnj; كردم&amp;zwnj; این&amp;zwnj; روزی&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; عجم&amp;zwnj; آن&amp;zwnj; را بزرگ&amp;zwnj; می
&amp;zwnj;شمرند و به&amp;zwnj; یكدیگر هدیه&amp;zwnj; می&amp;zwnj; دهند،حضرت&amp;zwnj; فرمودند قسم&amp;zwnj; به&amp;zwnj; بیت&amp;zwnj; عقیق&amp;zwnj;
كه&amp;zwnj; درمكه&amp;zwnj; است، این&amp;zwnj; نیست&amp;zwnj; مگر به&amp;zwnj; جهت&amp;zwnj; امری&amp;zwnj; قدیم&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; برای&amp;zwnj; تو تفسیر
می &amp;zwnj;كنم. نوروز روزی&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; خداوند از انسان ها پیمان&amp;zwnj; گرفت&amp;zwnj; كه&amp;zwnj;
بندگی&amp;zwnj; او را گردن&amp;zwnj; گذارند و به&amp;zwnj; پیامبرانش&amp;zwnj; ایمان&amp;zwnj; آورند و دستورهای&amp;zwnj;
آنان&amp;zwnj; را بپذیرند. آن&amp;zwnj; نخستین&amp;zwnj; روزی&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; خورشید بتابید و بادهای&amp;zwnj;
باردهنده&amp;zwnj; وزیدن&amp;zwnj; گرفت&amp;zwnj; و گیاهان&amp;zwnj; روییدن&amp;zwnj; گرفتند. آن&amp;zwnj; روزی&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj;
فرشته&amp;zwnj; وحی&amp;zwnj; بر پیامبر(ص) نازل&amp;zwnj; گردید و ابراهیم&amp;zwnj; خلیل(ع) بتها را درهم&amp;zwnj;
شكست. روزی&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; امام&amp;zwnj; علی(ع) بت های&amp;zwnj; روی&amp;zwnj; خانه&amp;zwnj; كعبه&amp;zwnj; را به&amp;zwnj; زیر
افكند و همچنین&amp;zwnj; كشتی&amp;zwnj; نوح&amp;zwnj; پس&amp;zwnj; از طوفان&amp;zwnj; بر كوه&amp;zwnj; جودی&amp;zwnj; قرار گرفت&amp;zwnj; و آن&amp;zwnj;
روزی&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; قائم&amp;zwnj; ما در آن&amp;zwnj; روز ظهور خواهد كرد. علامه مجلسي در كتاب &amp;laquo; زاد العماد &amp;raquo; از قول معلي ابن خنيس نقل كرده كه
امام صادق (ع) در فضيلت نوروز به حق خانه كعبه سوگند ياد كرده و عيد نوروز
را تفسير و اهميت آن را چنين بيان داشته اند: در عيد نوروز حق تعالي در
روز الست از ارواح بندگان پيمان گرفته است كه او را به يگانگي بپرستند و
براي او شريكي قرار ندهند. اين روز اولين روز طلوع آفتاب، اولين روز وزيدن
بادها و رويش گياهان مي باشد.
 آداب نوروز از ديدگاه امام صادق(ع) و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتيح الجنان كه فرمود: چون
نوروز شود غسل كن و پاكيزه ترين جامه هاي خود را بپوش و به بهترين بوي هاي
خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهاي پيشين و پسين و نافله هاي آن
فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت اول
بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل
يا ايهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و
قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو.</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>اسلام و عيد نوروز</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=623&amp;Itemid=91</link>
            <description>نوروز واژه&amp;zwnj;اي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و
بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آنگاه كه آفتاب به برج حمل
انتقال مي&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;يابد ،گذارده مي&amp;zwnj;شود. ابوريحان بيروني در تعريف نوروز نقل مي&amp;zwnj;كند: نخستين روز است از فروردين
ماه و از اين جهت روز نو نام كردند زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از
پس اوست از اين پنج روز همه جشن&amp;zwnj;ها است. مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند.به نظر مي&amp;zwnj;رسد
آريايي&amp;zwnj;ها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميان&amp;zwnj;رودان سال
را به دو قسمت تقسيم مي&amp;zwnj;&amp;zwnj;كردند كه هر يك با انقلابي شروع مي&amp;zwnj;شد و دو جشن
نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند يعني هنگام انقلاب تابستاني
جشن نوروز گرفته مي&amp;zwnj;شد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته مي&amp;zwnj;شد.
برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده&amp;zwnj;است كه در ايران قبل از
ورود آريايي&amp;zwnj;ها وجود داشته است و اقوام قبل از آريايي&amp;zwnj;ها كه در فلات ايران
ساكن بوده&amp;zwnj;اند به آن عمل مي&amp;zwnj;كرده&amp;zwnj;اند.  &quot;نوروز&quot; را ايرانيان گرامي مي&amp;zwnj;دارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران
سال دگرگون يافته &amp;zwnj;اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي
كه در سرزمين ايران حضور پيدا كرده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند، مهر تأييد خورده است.بدين سان
امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران است. آيين&amp;zwnj;ها و رسم&amp;zwnj;هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و
معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه&amp;zwnj;هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره&amp;zwnj;اي
مختلف&amp;zwnj;اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله&amp;zwnj;هايي که در
ژرفا معنا دارند پاسخ مي&amp;zwnj;دهند.  ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين&amp;zwnj;ها از جمله
اعتقادات مذهبي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه به يكباره از
جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از
وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك اعتقادات ديني اسلام در ميان توده مردم
نفوذ كرد.
طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنت&amp;zwnj;ها و آداب در تضاد آشكار با
اعتقادات و رسوم گذشته قرار مي&amp;zwnj;گرفت ايرانيان مي&amp;zwnj;كوشيدند سنت كهن را در
قالب شخصيت&amp;zwnj;هاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشن&amp;zwnj;تر سنت&amp;zwnj;هاي ايراني را با
سنت&amp;zwnj;هاي اسلامي در آميختند در نتيجه از ميان انبوه جشن&amp;zwnj;هاي ايراني قبل از
اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و
جشن&amp;zwnj;هاي كوچك&amp;zwnj;تري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان
جشن&amp;zwnj;هاي ياد شده بزرگ&amp;zwnj;ترين اعياد ايرانيان جشن نوروز است.  نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي
افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقش&amp;zwnj;هاي تخت
جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا مي&amp;zwnj;توان
يافت. يكي از كهن&amp;zwnj;ترين و بزرگترين منابعي كه به جشن و افسانه&amp;zwnj;ها و
آيين&amp;zwnj;هاي مربوطه پرداخته است، كتاب &amp;laquo;آثار الباقيه&amp;raquo; اثر ابوريحان بيروني
(متوفي 440 هجري قمري) است. او مي&amp;zwnj;نويسد: سال نزد فارسيان چهار فصل بود
... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها
جابه&amp;zwnj;جا مي&amp;zwnj;شد از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود
كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن
روز بوده است. چنين به نظر مي&amp;zwnj;رسد كه پنج روز نخستين سال &amp;laquo; نوروز عامه&amp;raquo;
يعني جشن همگاني بود. احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شيعه منحصر نيست اما چنان در
ميان شيعيان فراگير است كه حتي رواياتي از امامان شيعه در بزرگداشت نوروز
نقل شده است براي مثال علامه مجلسي در &quot;السماء&amp;zwnj;والعالم&quot; از امام
صادق&amp;zwnj;عليه&amp;zwnj;السلام حديثي را بدين مضمون نقل مي&amp;zwnj;كند:در آغاز فروردين، آدم
آفريده شد و آن روز فرخنده&amp;zwnj;اي است براي طلب حاجت&amp;zwnj;ها و برآورده شدن آرزوها
و كسب دانش و زناشويي و مسافرت و داد و ستد.
در آن روز خجسته ،بيماران بهبودي مي&amp;zwnj;يابند و نوزادان به آساني زاده
مي&amp;zwnj;شوند و روزي&amp;zwnj;ها فراوان مي&amp;zwnj;گردد.مجلسي همچنين حديث ديگري را درباره
نوروز نقل مي&amp;zwnj;كند كه منتسب به امام كاظم عليه&amp;zwnj;السلام است و آن اينكه اين
روز بسيار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پيمان گرفت تا او را پرستش
كنند و براي او شريك قائل نشوند و به آيين فرستادگان&amp;zwnj;شان درآيند و
دستورشان را بپذيرند و آن را اجرا نمايند و آن نخستين روزي است كه آفتاب
بدميد و بادهاي بار دهنده بوزيد و گل&amp;zwnj;هاي روي زمين پديد آمد و هم جبرئيل
بر پيامبر نازل شد و نيز روزي است كه ابراهيم بت&amp;zwnj;ها را شكست و هم پيامبر
علي را بر دوش خود گرفت تا بت&amp;zwnj;هاي قريش را از خانه كعبه بينداخت. علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آيين نوروز و از آن فراتر تأييد اين مذهب بر
نوروزگان، تداوم گراميداشت نوروز در دوره اسلامي را مي&amp;zwnj;توان به علاقه شديد
ايرانيان براي حفظ مواريث باستاني خود نيز نسبت داد. برتولد اشپولر ايران&amp;zwnj;شناس بزرگ آلماني در اين باره مي&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;گويد:از جشن&amp;zwnj;هاي
قديمي ايراني، بيش از همه جشن&amp;zwnj;سال نو و نيز در پايان تابستان جشن پاييز
(مهرگان) طبيعتاً بر اساس تقويم قديمي برگزار مي&amp;zwnj;شد البته مسلمانان،
به&amp;zwnj;ويژه در زمان عمر دوم (عمربن عبدالعزيز) كوشش كردند تا اين اعياد را
ملغي كنند و كساني را كه در اين مواقع به طور كلي هداياي متداولي براي
مقامات بالاتر مي&amp;zwnj;فرستادند، تحت فشار قرار دادند. اما اين رسم چنان عميق با انديشه و احساس مردم ايران وابسته بود كه به
زودي پيروز&amp;zwnj;مندانه براي خود جايي باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسيان،
به&amp;zwnj;ويژه در زمان آل&amp;zwnj;بويه كاملاً در همه جا متداول شد و حتي در بين&amp;zwnj;النهرين
(درست در بغداد و حتي در بصره) رسمي همه&amp;zwnj;گير شد. در سوريه، مصر و شمال
آفريقا نيز اين جشن در برخي از زمان&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها به طور نامنظم برگزار مي&amp;zwnj;شد. بدين ترتيب نوروز با ورود اسلام به ايران و فراگيري اين مذهب در پهنه&amp;zwnj;اي
وسيع از شبه قاره هند تا شمال آفريقا، اين مجال را يافت تا در ميان اقوام
غير ايراني نيز تداول يابد.
نوروز از زمان پيامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ايراني همواره مورد
توجه بوده است.به شهادت تاريخ، حضرت محمد صلي&amp;zwnj;&amp;zwnj;الله عليه&amp;zwnj;وآله و حضرت علي
عليه&amp;zwnj;السلام و بزرگان و خلفاي اسلام نوروز را گرامي مي&amp;zwnj;داشتند و نوروز
عظمتي خاص داشت و پس از اسلام نيز نوروز بزرگ با سنت&amp;zwnj;هاي اسلامي شكوه و
جلالي ديگر يافته بود.  برگزاري جشن نوروز در دوره صفويه به &amp;zwnj;ويژه با نگاه به احاديثي كه محدثين
بزرگ اين دوره همچون علامه مجلسي درباره نوروز نقل كرد&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;اند، قابل
ارزيابي است. چنين مي&amp;zwnj;نمايد كه در اين دوره (همچون زمان حاضر) نوروز
صبغه&amp;zwnj;اي كاملاً اسلامي يافته بود و تفكيك عناصر باستاني و اسلامي در اين
آيين باشكوه كاري دشوار مي&amp;zwnj;نمود. در كتاب&amp;zwnj;هاي مشهور ادعيه همچون اقبال الا&amp;zwnj;عمال سيد&amp;zwnj;ابن&amp;zwnj;طاووس و مصباح
المتهجد شيخ توسي اشاره&amp;zwnj;&amp;zwnj;اي به دعاي تحويل سال نگرديده و اين نشان مي&amp;zwnj;دهد
چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشيع سند روايي مورد اعتماد براي
آن موجود نيست اما مجلسي در كتاب زادالمعاد در خصوص اين دعا گزارش مي&amp;zwnj;كند
كه در كتب غير مشهوره روايت كرده&amp;zwnj;اند كه در وقت تحويل سال اين دعا را
بسيار بخوانيد: يا مقلب&amp;zwnj;القلوب والابصار يا مدبر الليل والنهار يا محول
الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال.
بنابراين با توجه به اين گزارش دعاي تحويل سال در دوره صفويه مرسوم و معمول بوده است. در هر حال جدا از اينكه دعاي تحويل سال تا پيش از دوره صفويه چگونه بوده و
اين دعا در كدام يك از مأخذ حديثي نقل شده است، نفس دعا يا قرائت قرآن يا
حتي نمازگزاردن هنگام تحويل سال نشان از اسلامي شدن نوروز دارد حتي
بعضي&amp;zwnj;ها معتقدند كه عبارات دعاي تحويل سال برگرفته از عبارات قرآني يا
احاديث و رواياتي است كه در معتبرترين مأخذ شيعي نظير &quot;التهذيب&quot; شيخ توسي
نقل شده&amp;zwnj;اند. از اين گذشته بزرگ&amp;zwnj;ترين نماد آيين نوروز كه &quot;هفت سين&quot; است، فلسفه&amp;zwnj;اي باستاني و اسلامي دارد.
درپژوهشي با عنوان نوروز و فلسفه هفت سين آمده است:&amp;zwnj;عدد هفت برگزيده و
مقدس است. در سفره نوروزي انتخاب اين عدد بسيار قابل توجه است. ايرانيان
باستان اين عدد را با هفت امشاسپند يا هفت جاودانه مقدس ارتباط مي&amp;zwnj;دادند.
در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را در خانه هفتم نويد
مي&amp;zwnj;دهند. علامه مجلسي مي&amp;zwnj;فرمايد: آسمان هفت&amp;zwnj;طبقه و زمين هفت طبقه است و
هفت ملك يا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحويل سال، هفت آيه از قرآن مجيد
را كه باحرف سين شروع مي&amp;zwnj;شودبخوانند آنان را از آفات زميني و آسماني محفوظ
مي&amp;zwnj;دارند. همچنين تقدس ديني لحظه تحويل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در
شهرهاي مقدس مردم به امامزاده&amp;zwnj;ها و اماكن متبركه مي&amp;zwnj;روند. شيرازي&amp;zwnj;ها به
حرم شاهچراغ و حرم علي&amp;zwnj;بن حمزه روي مي&amp;zwnj;آورند و مشهدي&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها به پابوس حضرت
رضا (ع) مي&amp;zwnj;شتابند و بسياري از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد مي&amp;zwnj;آيند
و بعضي از مردم ري و تهران در حرم شاه&amp;zwnj;عبدالعظيم. با اين وجود صبغه اسلامي نوروز كه با توجه به اكثريت مطلق مسلمانان در
ايران امري بديهي است، مانع از آن نشده كه پيروان ساير مذاهب در بزرگداشت
آن كمتر از ايرانيان مسلمان اهتمام ورزند.
امروزه نوروز، آييني متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ&amp;zwnj;هاي ايراني و
بسياري ديگر از كشورهاي تحت نفوذ فرهنگ ايراني چون افغانستان، پاكستان،
هندوستان،&amp;zwnj;كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز و مناطق كردنشين تركيه، عراق و
سوريه است . در روايات اسلام نوروز روزي است كه جبرئيل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز
غدير خم است و روز ظهور حضرت صاحب&amp;zwnj;الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن
ايراني روزي است كه آفريدگار از خلقت جهان فارغ مي&amp;zwnj;شود و روز آفرينش انسان
است.  واژه (عيد) در قرآن كريم تنها يكبار در آيه 114، سوره مائده آمده است:
(عيسي ابن مريم گفت بارالها! اي پرودگار تو ما از آسمان مائده اي فرست تا
اين روز براي ما و كساني كه پس از ما آيند روز عيد مباركي گردد و آيت و
حجتي از جانب تو براي باشد، كه تو بهترين روزي دهندگاني. عيسي بن مريم اين دعا را آن هنگام كه حورايون به او گفته بودند كه: اي
عيسي ابن مريم، آيا خداي تو مي تواند براي ما از آسمان مائده فرستد؟ عيسي
در پاسخ آنان مي گويد: اگر ايمان آورده ايد از خدا بترسيد! و هرگز شك در
قدرت خدا و يا شك در اجابت دعاي پيغمبر خدا نكنيد. حواريون گفتند (ما شك
نكرده ايم ليكن) مي خواهيم كه از آن مائده آسماني تناول كنيم تا دل هاي ما
مطمئن شود (و بر يقين ما بيفزايد) و تا به راستي عهدهاي تو پي بريم و بر
آن گواه باشيم.  عيد خود مصدري است مانند عود به معناي بازگشتن و به همين مناسبت، سالگردها
و يادبودها را (عيد) گويند البته اين نامگذاري به ياد بودهاي خوش وتوأم با
شادماني اختصاص دارد.  (عيد) روزي است كه در آن سود و منفعتي به دست بيايد و در شرع مقدس اسلام،
روزهاي اضحي و فطر عيد ناميده مي&amp;zwnj;شوند كه در عيد اضحي قرباني و در عيد فطر
زكات فطره مطرح است نيز مي&amp;zwnj;توان گفت، عيد آن روزي است كه در آن نماز
ويژه&amp;zwnj;اي برگزار كنند  يا روزي است كه مجمعي در آن فراهم آيد و يا آنكه عيد
روزي است كه خلق از ماتم به شادماني (عود) كنند يا روزي است كه زندانيان
را از زندان رها كنند و يا كودكان را از مكتب بيرون فرستند يا روزي است كه
تفاوتي ميان درويش و توانگر نباشد يا آنكه (عيد) روز شريف و ارجمندي
مي&amp;zwnj;تواند باشد.  از آيه (مائده) استفاده مي&amp;zwnj;شود كه حضرت عيسي و مسيح روز نزول مائده را كه
سالروز وقوع يك معجزه الهي در تاريخ است براي همه انسان&amp;zwnj;ها (عيد) قرار
داده است تا اين روز آيت و حجتي از جانب خداوند براي مردمان در تمامي
اعصار بوده باشد و به ميمنت اين پديده پر بركت همه ساله شادماني و خجستگي
آن روز تكرار گردد.  از آنجا كه (مائده) به معناي خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده
است، مي&amp;zwnj;توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عيسي مسيح (ع) ويژگي
خاصي داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است. بنابراين عيد در اين آيه اشاره دارد به نزول يك بركت آسماني در پوشش طبق
يا طبق&amp;zwnj;هايي از طعام و خوردني كه مي&amp;zwnj;تواند تكرار و بازگشت آن روز نيز همان
بركات را به همراه داشته باشد و از اين جهت، آيت و حجتي ديگر از جانب
خداوند متعال براي انسان&amp;zwnj;ها و فرصتي ديگر براي ايجاد ارتباط با خدا و ذكر
و ياد او در دل&amp;zwnj;ها و زبان&amp;zwnj;ها بوده باشد.
 آداب اسلامي نــوروز  در كتاب مفاتيح&amp;zwnj;الجنان كه طي دهه&amp;zwnj;&amp;zwnj;هاي گذشته يكي از بزرگ&amp;zwnj;ترين كتاب&amp;zwnj;هاي
مورد رجوع عموم براي انجام مستحبات مذهبي بوده به نماز عيد نوروز اشاره
شده كه نمازي است توأم با قرائت سوره حمد و سوره&amp;zwnj;هاي قدر، كافرون، توحيد،
فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز
عيد غدير خم وارد شده است. مفاتيح الجنان همچنين روايتي از معلي&amp;zwnj;بن&amp;zwnj;خنيس را درباره نوروز ذكر كرده
است كه اعمال اين روز و دعاي مربوط به آن را همراه دارد بي&amp;zwnj;آنكه اشاره&amp;zwnj;اي
به فضيلت اين روز كرده باشد ولي بحارالانوار مجلسي روايات معلي&amp;zwnj;بن&amp;zwnj;خنيس را
به تفصيل آورده است. در آن روايات به فضيلت و برتري اين روز نسبت به ساير
ايام بسيار پرداخته است و يكي از روايات مفصل معلي&amp;zwnj;بن&amp;zwnj;خنيس از نوروز را
اين گونه تجليل كرده است: نوروز روزي است كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار
گرفت، روزي است كه جبرئيل بر نبي عليه&amp;zwnj;السلام نازل شد، روزي است كه رسول
اكرم صلي&amp;zwnj;&amp;zwnj;الله عليه&amp;zwnj;وآله، علي عليه&amp;zwnj;السلام را بر دوش كشيد تا بت&amp;zwnj;هاي قريش
را از بالاي كعبه مي&amp;zwnj;كند، روزي است كه نبي عليه&amp;zwnj;السلام به وادي جن رفت و
از ايشان بيعت گرفت، روزي است كه براي علي عليه&amp;zwnj;السلام از مردم بيعت گرفت
(غدير خم) روزي است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزي است كه امام
عصر عجل&amp;zwnj;الله تعالي فرجه&amp;zwnj;الشريف بر دجال پيروز خواهد شد.  و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام در مفاتيح الجنان كه
فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه&amp;zwnj;ترين جامه&amp;zwnj;هاي خود را بپوش و به
بهترين بوي&amp;zwnj;هاي خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهاي پيشين و پسين و
نافله&amp;zwnj;هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و
در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده
مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ
برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و
اين دعا را بخوان. همان طور كه مشاهده مي&amp;zwnj;شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن،
پوشيدن جامه نو و معطر گرديدن به بوي&amp;zwnj;هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي&amp;zwnj;شود،
ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.
 نماز عيد نوروز نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره&amp;zwnj;هاي قدر، كافرون،
توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه
و همين طور اعمال روز عيد غدير خم وارد شده است.  از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي&amp;zwnj;توان
دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي
همراه بوده است. تاكيد بر قرائت سوره&amp;zwnj;هاي كافرون، توحيد، معوذتين نيز
مي&amp;zwnj;تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدي&amp;zwnj;ها داشته باشد.
 دعاي عيد نوروز دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلي&amp;zwnj;&amp;zwnj;الله عليه&amp;zwnj;وآله و
آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان آغاز مي&amp;zwnj;شود آنگاه با فرستادن درود بر
ارواح و اجساد ايشان ادامه مي&amp;zwnj;يابد.  در اين دعا آمده است: (هذا الذي فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين
فراز با اندكي جابجايي در كلمات در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول
قرآن نيز آمده است.  فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز ( اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني
عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت
كه در آن سخن از گم شدن و گمشده&amp;zwnj;ها به ميان مي&amp;zwnj;آيد بيش از اندازه قابل
توجه است زيرا، چنانكه نقل شده است عيد نوروز همان روزي است كه حضرت
سليمان عليه&amp;zwnj;السلام انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرده است.  پي&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها: 1. ذكايي، پرويز: نوروز تاريخچه و مرجع&amp;zwnj;شناسي، مركز مردم&amp;zwnj;شناسي ايران، تهران، 1353، ص19 2. كريميان سردشتي، نادر: &quot;نوروز در روايات شيعه و در كتاب التاج جاحظ
بصري&quot;، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، پژوهشكده مردم&amp;zwnj;شناسي، تهران،
1379، ص45 3. اشپولر، برتولد:&amp;zwnj;تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي، ترجمه مريم
ميراحمدي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1369، ج2، ص359-358 4. رضي، هاشم: گاه شماري و جشن&amp;zwnj;هاي ايران باستان،&amp;zwnj;انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451 5. دادخواه، محمد&amp;zwnj;علي: نوروز و فلسفه هفت&amp;zwnj;سين، انشارات حروفيه، تهران، 1382، ص119 6. مدرس زاده، مريم: عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و آيين&amp;zwnj;ها و اساطير ايراني، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، ص131 7. مفاتيح الجنان</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
        <item>
            <title>نگاهى عميق به عيد نوروز</title>
            <link>http://abharnet.ir/net/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=622&amp;Itemid=91</link>
            <description>عيد نوروز از جمله اعياد بسيار كهن است كه حرفهاى ضد و نقيض زيادى درباره
آن گفته شده است. عده اى آن را عيد آتش پرستان دانسته&amp;rlm; و عده اى بر اين
باورند كه نوروز يكى از اعياد اسلامى است. اين مطلب و چند عامل ديگر ما را
بر آن داشت كه در اين موضوع مطالعاتى داشته باشيم.  عامل اول: وجود اين عيد به عنوان يكى از بزرگترين و با شكوه ترين اعياد در بين مردم كشور ما و برخى از كشورهاى همسايه.  عامل دوم: وجود احاديث كثيره در اين خصوص كه بى شك مى توان ادعاى
تواتر آنها را نمود. به خصوص ما به احاديثى بر خورديم كه علل پيدايش اين
عيد را بيان مى كنند.  عامل سوم: ما هيچ كتاب فقهى را نيافتيم مگر اينكه در مورد اعمال نوروز از قبيل استحباب غسل، روزه، نماز در اين روز سخن گفته است.  اينها مطالبى نيست كه بتوان به آسانى از آنها گذشت، لااقل هر انسان
خردمندى را وامى دارد كه ببيند اين عيد كه آوازه آن، همه جا را فرا گرفته
و يكى از اعياد رسمى كشور اسلامى مان است، از جنبه اسلامى و تاريخى پاى آن
به كجا بند است؟  يا عيدى است كه از اولين روز آفرينش و روزى كه از همه انسانها در روز الست
به يگانگى خداوند متعال و نبوت پيامبر اسلام(ص) و ولايت امامان
معصوم(عليهم السلام) عهد و پيمان گرفته شد، تداعى مى كند؟  عامل چهارم: عامل ديگرى كه ما را به اين كار واداشت و حتى دل خوشى
ما هم همين بود، مى ديديم كه اين روز به على و اولاد آن حضرت (عليهم
السلام) منتسب است به نحوى كه نوروز را نام مبارك على(ع) و اين روز را روز
اهل بيت و شيعيان آنها مى نامند.  بخصوص در سالى تنفس كرديم كه بنا به فرموده مقام معظم رهبرى، هم در آغاز و
هم در پايان خود، مزين به عيد مبارك غدير است. خيلى مناسب است كه ما اين
سال را به اين مناسبت سال امام اميرالمومنين على بن ابى طالب(ع) بدانيم و
بناميم و خودمان را به آن بزرگوار نزديك كنيم. [3] اين مطلب ما را مصمم به
تحقيق در اين مهم كرد كه شايد قدمى هرچند كوچك براى نزديكى به زواياى
وجودى آن حضرت باشد. ان شاالله.  به يارى خداوند متعال در اين نوشتار طى مباحثى مختلف از قبيل بحث روائى، فقهى، اصولى، تاريخى و رجالى پيرامون نوروز بحث مى نماييم.
گزيده اى از روايات در شان و عظمت نوروز
1- به على(ع) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: اين (هديه) چيست؟  گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: &amp;laquo;هر روز را براى ما نوروز بسازيد&amp;raquo;. [4]  2- محمد بن سيرين مى گويد:به على (رضى الله عنه) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: &amp;laquo;هر روز را روز پيروزى قرار دهيد&amp;raquo;.  ابو اسامه مى گويد: (على) اكراه داشت از اين كه بگويد: (هر روزى) نوروز است&amp;raquo;. [5]  3- اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گفت: من اسماعيل پسر حماد پسر ابى حنيفه
پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده
قرار نداده است، جدم در سال هشتاد متولد شد و او را پيش على بن ابى
طالب(رضى الله عنه) بردند در حالى كه او كوچك بود، پس على براى جدم دعا
كرد كه خداوند به او و به ذريه اش بركت بدهد و ما اميدواريم از جانب خدا
كه اين دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد.  اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان، آن همان كسى است كه فالوذج را در
روز نوروز به على هديه داد، پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست. [6]  4- نيز از او على(ع) نقل شده است كه به آن حضرت پالوده هديه دادند، فرمود:
به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز، فرمود: اگر قدر بدانيد پس
هر روزى نوروز است. [7]  روايات ديگرى هم در اين خصوص داريم كه نشان مى دهد در آن زمان بسيارى از
مردم به خدمت على(ع) هديه نوروزى مى برده اند و آن حضرت قبول مى فرمودند.  هديه ها غالبا عبارت بودند از شكر، پالوده، سمنو و گاه لباسهاى گرانبهاى
زرباف كه در ظرفهايى از نقره مى گذاشتند و به خدمت آن حضرت مى بردند.  5- معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود: همانا نوروز، همان
روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم
اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و
واى به حال كسى كه آن را شكست و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع)
سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت و آن همان روزى است كه
على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت  و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند
او را به دجال غلبه مى دهد پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى
كشد و هيچ نوروزى نيست مگر آنكه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اينكه
نوروز از ايام ماست و ايرانيان آن را حفظ كرده اند.
پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى
را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و
خداوند همه آنها را بميراند.  پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد پس ريختن آب
به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس
آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر
راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است. [8]  اين حديث و حديث بعدى كه معلى از امام صادق(ع) نقل كرده است در چند كتاب
روائى و فقهى آمده است كه در آنها اختلافاتى ديده مى شود ما در ميان اين
چند كتاب به كتاب &amp;laquo;المهذب البارع&amp;raquo; اعتماد كرديم و حديث را از آنجا نقل
كرديم به چند علت كه بعد در بحث سندى احاديث بيان مى شود و مرحوم مجلسى در
بحار اين دو حديث را به يك سند متصلا نقل كرده است.  معلى گفت: امام(ع) اين حديث را به من املا كرد و من از املا امام نوشتم.  6- و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد
روز نوروز پس (حضرت) فرمودند:اى معلى آيا اين روز را مي شناسى؟  گفتم: نه و لكين روزيست كه ايرانيان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند.  فرمود: اين چنين نيست قسم به خانه كهن(كعبه) كه در دل (شهر) مكه است نيست
اين روز مگر براى يك امر قديمى كه آن را براى تو تفسير مى كنم. تا اين كه
از آن مطلع شو.  پس گفتم: اگر اين علمى را كه نزد شما را فرا گيرم براى من دوست داشتنى تر
است از اين كه تا ابد زندگى كنم و خداوند دشمنان شما را نابود كند.  فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد
گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به
رسولان و انبيا و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در
آن طلوع كرده و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى
زمين آفريده شده است و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته و
آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و
آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز
زنده كرد و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد.  و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست و آن همان روزيست
كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش
را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد. [9]  7- معلى بن خنيس از امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود:هر وقت
نوروز شد، پس غسل كن، و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را
با بهترين عطرهايت و آن روز را روزه بدار.  پس زمانى كه نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را
خوانديد پس بعد از اينها چهار ركعت نماز بخوان (به اين نحو) در اول هر
چهار ركعت سوره فاتحه الكتاب بخوان و ده بار سوره &amp;laquo;انا إنزلناه فى ليله
القدر&amp;raquo; و در ركعت دوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه &amp;laquo;قل يا ايها الكافرون&amp;raquo;
و در ركعت سوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه &amp;laquo;قل هو الله إحد&amp;raquo; و در ركعت
چهارم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه سوره &amp;laquo;ناس و خلق&amp;raquo; را بخوان و بعد از
خواندن اين چهار ركعت (كه به رو ركعت بايد خوانده شود) سجده شكر كن و در
سجده دعا كنه(براي خودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود. [10]  8- روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است.  پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسما چه هستند؟  پس پيامبر(ص) فرمود: اسم او نزد عرب &amp;laquo;على&amp;raquo; و نزد مادرش &amp;laquo;حيدره&amp;raquo; و در تورات
&amp;laquo;اليا&amp;raquo; و در انجيل &amp;laquo;بريا&amp;raquo; و در زبور &amp;laquo;قريا&amp;raquo; و نزد روم &amp;laquo;بظرسيا&amp;raquo; و نزد فرس
&amp;laquo;نيروز&amp;raquo; و نزد عجم &amp;laquo;شميا&amp;raquo; و نزد ديلم &amp;laquo;فريقيا&amp;raquo; و نزد كرور &amp;laquo;شيعيا&amp;raquo; و نزد
زنج &amp;laquo;حيم&amp;raquo; و نزد حبشه &amp;laquo;تبير&amp;raquo; و نزد ترك &amp;laquo;حميرا&amp;raquo; و نزد ارمن &amp;laquo;كركر&amp;raquo; و نزد
مومنين &amp;laquo;سحاب&amp;raquo; و نزد كافرين &amp;laquo;مرگ سرخ&amp;raquo; و نزد مسلمين &amp;laquo;وعد&amp;raquo; و نزد منافقين
&amp;laquo;وعيد&amp;raquo; و نزد من &amp;laquo;طاهر مطهر&amp;raquo; است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست
خداى عزوجل. بعد پيامبر(ص) به اين دو آيه شريفه استشهاد كرد قول خداوند:
&amp;laquo;خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد&amp;raquo; و قول خداوند: &amp;laquo;بل دستان او بازند،
هر جور كه بخواهد ، انفاق مى كند&amp;raquo;. [11]
شرح و توضيح مراد احاديث
در واقع ائمه اطهار(عليهم السلام) نوروز را به روزى كه خداوند در آن معبود
و مسجود شده و دين و امر خداوند در آن ظاهر و غالب شده، تفسير كرده&amp;rlm; اند و
اين معنا از احاديثى كه از اميرالمومنين على(ع) روايت شده است، كاملا به
دست مى&amp;rlm;آيد چنانكه آن حضرت فرمودند: هر روز ما نوروز است. [12] چون پيداست
كه ائمه اطهار(عليهم السلام) همواره به طاعت و پرستش خداوند مشغولند.  و يا در حديثى ديگر فرمودند: هر چيزى را براى ما اختيار كنيد كه در اين
صورت هر روزتان نوروز است. [13] و يا در حديثى ديگر فرمودند: اگر قدر
بدانيد هر روزى نوروز است. [14] يعنى اگر معصيت خداوند نكنيد و قدر عمر
خود را بدانيد و هر روزى پيشرفتى داشته باشيد، آن روزتان نو و تازه است و
الا اگر پيشرفت نداشته باشيد و درجا بزنيد پيداست كه اين روز همان روز
گذشته مى شود و در اين صورت نه نوروز بلكه كهنه روز خواهد بود و چنانكه در
حديث آمده است: هركس دو روزش باهم مساوى باشد،زيان كرده است. [15]  و بالاخره كلام گهربار على(ع) كه فرمود: هر روزى كه در آن معصيت نكنيد، آن روز عيد است. [16] در مورد نوروز هم همين حكم صادق است.  بنابراين از ديدگاه ائمه اطهار(عليهم السلام) هر روزى كه در آن معصيت
خداوند نشود و بلكه در آن روز امر دين خداوند ظهور و تبلور داشته باشد آن
روز نوروز است و به همين خاطر امام صادق(ع) آن ايام را نوروز مى خواند چون
در غدير خم امر خداوند ظاهر و غالب شد و دين او كامل شد و يا در بيعت دومى
با على(ع) [17] و يا در جنگ نهروان كه على(ع) پيروز شد در واقع دين خدا
پيروز شد و به اين سبب خداوند عبادت شد.  و يا روز نزول جبرئيل به پيامبر اكرم(ص) به اين خاطر نوروز است كه سرآغاز توحيد و عبادت خداوند و دورى از شرك و جهالت است.  و بالاخره اگر روز ظهور مهدى(ع) نوروز ناميده مى شود، به خاطر پيروزى كامل
دين و امر خداوند بر شرك و نفاق مى باشد و به همين خاطر روزى تازه و نو
ناميده مى شود چون دنيا روزى تازه را شروع مى كند و در تمام اين امور كه
در حديث ذكر شده، اگر نوروز ناميده مى شود به خاطر اين است كه دنيا با اين
اتفاقات مهم روزى جديد و تازه را آغاز مى كند و به همين اعتبار 22 بهمن 57
را هم بايد نوروز بناميم.  بنابراين به اين نتيجه مى رسيم كه نوروز در احاديث، يك روز خاصى از سال
نمى باشد پس احاديث نمى توان براى اثبات مدعاى خود تمسك بجوييم چه مدعاى
ما نوروز معروف و مشهور در موقعى خاص از سال است.
نوروز سند افتخار ايرانيان
هر چند در نظر ابتدايى از اين احاديث چنين مطلبى استفاده مى شود بخصوص از
احاديث امام على(ع). اما با توجه به سوال و جواب راويان اين احاديث به نظر
مى رسد كه مقصود از نوروز، همان روز خاص است. مثلا &amp;laquo;معلى&amp;raquo; مى گويد:&amp;laquo;در روز
نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم امام سوال مى كرد: &amp;laquo;آيا اين روز را مى
شناسى؟&amp;raquo;.  معلى: &amp;laquo;اين روزى است كه ايرانيان آن را تعظيم مى كنند و در آن به همديگر هديه مى دهند&amp;raquo;.  امام: &amp;laquo;قسم به خانه كعبه كه در مكه است، اين روز نمى باشد مگر به خاطر يك
امر كهن&amp;raquo;. و يا جملات پايانى حديث امام(ع) كه مى فرمايند: &amp;laquo;هيچ روز نوروزى
نمى باشد الا اين كه ما در آن انتظار فرج را داريم براى اين كه آن از ايام
ما و ايام شيعيان ما است&amp;rlm; [18] كه ايرانيان آن را حفظ كرده اند&amp;raquo;.  همه اينها شاهد بر اين مطلب است كه از نوروز روز خاصى را اراده كرده اند
كه همان اول سال ايرانيان باشد و حتى در بعضى از احاديث تصريح شده است كه
آن نوروز اول سال ايرانيان است.  پيداست آن نوروزى كه ايرانيان آن را از قديم الايام حفظ كرده اند غير از همان عيد نوروز معروف و مشهور چيز ديگرى نمى باشد.  پس اين شبهه كه منظور از نوروز در احاديث، نوروز &amp;laquo;وصفى&amp;raquo; است نه نوروز &amp;laquo;علمى&amp;raquo; بى مورد است.  همين جواب را مى شود در مورد احاديث مروى از على(ع) هم داد چون على(ع) اين
سخنان را براى كسى كه در روز نوروز براى حضرت فالوده برده بود، بيان
داشتند. مطلبى كه از اين احاديث استفاده مى شود، اين است كه نوروز در طول
اعصار مختلف به وسيله وقوع تحولات بزرگ دينى و اجتماعى در آن همواره روح و
حيات تازه اى به خود گرفته است به نحوى كه آن تحولات كه در نوروز واقع شده
اند، شايسته اين بوده اند كه آن روز را نوروزى ديگر بناميم.  در واقع منظور از خواندن چنين ايامى به &amp;laquo;نوروز&amp;raquo; نه اين بوده كه آنها اين
امر را منشا پيدايش نوروز بدانند، بلكه فقط خواسته اند، اهميت و عظمت آن
روز را بيان و معرفى كنند.  بنابراين با كمى دقت به اين نتيجه مى رسيم كه احاديث، نوروز را به روزى كه
براى تمام انسانها روزى نو و تازه است تفسير كرده اند نه روزى نو و تازه
براى هر فردى كه در طول شب و روز فردى مومن و موفقى بوده است، يعنى احاديث
(همانطور كه از مواردى كه برشمرده اند، به دست مى&amp;rlm;آيد) به افراد و جزييات
زندگى روز مره آنها نظرى ندارند، بلكه به تحولات اجتماعى و سياسى كه به
تمام انسانها و عقايد آنها حكومت دارد، نظر داشته و نوروز را از اين حيث و
جهت تعريف و تفسير مى كند.
نوروز آيينه تمام نماى ولايت على(ع)
اشكال: استظهار مذكور با احاديث مروى از على(ع) مخالف است چون احاديث ظهور در امور جزئى و فردى دارند نه امور كلى و عام.  جواب: امام على(ع) در زمانى نبوده اند كه بتوانند واقعيت مطلب را آن جور
كه هست، بيان كنند يعنى چنانكه از قراين به دست مى&amp;rlm;آيد، دشمنان على(ع) و
اولاد آن حضرت با نوروز مخالف بوده اند و علت مخالفتشان هم با نوروز نه به
خاطر اين بوده كه نوروز را از رسوم مجوسيان و كفار مى دانسته اند بلكه علت
مخالفتشان اين بوده است كه آنها مى ديده اند كه اين روز از قديم الايام در
عالم به نام على(ع) و اولاد آن حضرت معروف و مشهور بوده است يعنى مى ديدند
كه از اول خلقت خداوند سكه اين روز را به نام نامى على(ع) و پيروان آن
حضرت زده است لذا با اين روز مخالفت مى كردند.  دليل ما همان حديثى است كه &amp;laquo;ابن عباس&amp;raquo; از پيامبر اكرم(ص) نقل مى كند و
همانطور كه ملاحظه نموديد، در اين حديث پيامبر اكرم(ص) نوروز را نام و اسم
على(ع) مى داند و مى فرمايد: در ميان ايرانيان اسم على(ع) نوروز است يعنى
ايرانيان در زمان هاى گذشته على را به نام نوروز مى شناخته اند. و عيد
بزرگ خود را متبرك و متصف به نام على(ع) كرده اند هرچند حقيقت و مقصود اين
عيد چيزى غير از على(ع) و اولاد آن حضرت نمى باشد البته ايرانيان اين عيد
را نسل اندر نسل از پيامبران و طبق حديثى كه از امام باقر(ع) نقل خواهيم
كرد، از حضرت آدم(ع) به ارث برده&amp;rlm;اند.  بنابراين علت مخالفت اهل سنت با عيد نورووز كاملا روشن مى شود و آن اينكه
آنها چون از پيامبر اكرم(ص) اين حديث و دهها حديث مشابه ديگر را درباره
نوروز و على(ع) شنيده بودند با اين روز مخالفت مى كردند.  آنها مى دانستند كه اگر با نوروز مخالفت و مقابله نكنند، بايد مقام خلافت
و سرپرستى مسلمانان را كه به بهاى دين و آخرت خود به دست آورده اند، از كف
بدهند چون مى ديدند حيات و گسترش اين عيد حيات و گسترش على(ع) و ياران آن
حضرت را به دنبال خواهد داشت.  پيداست كه اين يك پيام بزرگ داشت و آن اين كه از اول خلقت و آغاز حيات
اولاد آدم(ع) على (ع) را به عنوان وصى و كامل كننده دين پيامبر آخرالزمان
مى شناختند و به او اعتقاد داشته&amp;rlm; اند و الا اگر آنها با سنت كنار مخالف
بودند در نماز تكتف [21] نمى كردند.  لذا آنها با نوروزى كه به روز ميثاق و پيمان به توحيد و نبوت و امامت ائمه
اطهار(عليهم السلام) تفسير شده است، مخالف هستند نه با نوروزى كه به هر
روز پر خير و سعادت تفسير شود، بنابراين على(ع) ناچار بود كه از تعريف
نوروز واقعى دست بردارد و نوروز را جورى تفسير و تعريف كند كه با مذاق
آنها سازگار آيد.  پس على(ع) در واقع در كلام خودشان تقيه كرده اند و در صدد بيان نوروز
واقعى نبوده اند و از جمله دلايلى كه دلالت بر تقيه بخصوص در زمان على(ع)
مى كند، عبارت از حديث امام صادق(ع) است كه فرمود: &amp;laquo;شما (اعراب) نوروز را
ضايع كرديد&amp;raquo;. 
آيا امام نوروز را تفسير كردند يا تحريف
در اين جا اين سوال پيش مى&amp;rlm;آيد كه چرا امام صادق(ع) در هر دو روايت
فرمودند: &amp;laquo;افسره لك حتى تفهمه&amp;raquo; و نفرمودند: &amp;laquo;اخبره لك&amp;raquo; و يا &amp;laquo;اقوله لك&amp;raquo;؟
با توجه به اين كه امام(ع) در مقام اخبار از گذشته بودند.  به تعبير ديگر مى بايست امام(ع) مى فرمودند علت حدوث نوروز را براى تو نقل
و يا بيان مى كنم نه اين كه بفرمايند علت حدوث نوروز را براى تو تفسير مى
كنم و چون كلمه تفسير ظهور در اين دارد كه بدون اين كه به علت پيدايش اين
روز و يا حتى خود اين روز در نظر ديگران كارى داشته باشيم، بياييم آن را
بر محمل مورد نظر خود حمل كنيم يعنى در واقع بگوييم نوروزى كه آنها مى
گويند و به آن اعتقاد دارند، نوروز نيست، بلكه نوروز اين است كه من براى
تو تفسير و بيان مى كنم بخصوص با توجه به اينكه امام(ع) در جواب معلى كه
گفت: روزى است كه عجم از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك مى
گويند فرمود: نه اين چنين نيست با اين كه معلى هم مى دانست كه نوروز در چه
موقعى از سال است و رسم و رسوم آن را هم مى دانست و براى امام(ع) تعريف
كرد و اتفاقا تعريف معنى كاملا منطبق بر نوروز بود ولى با اين حال امام
اين تعريف را رد فرمودند و اين دليل بر اين است كه امام خواسته اند نوروز
را كه به معنى روز نو و تازه است، بنا به نظر و معتقدات خودشان تعريف و
تفسير كنند؟  جواب: تفسير به معنى پرده برداشتن و ظاهر نمودن حقيقت و واقعيت چيزى است و
گويا معنايى كه مجمل است، آن را با يك پرده و پارچه اى پوشانده اند و همين
امر سبب اجمال و دورى از معنى واقعى آن مى شود و تفسير اين است كه اين
پرده كنار زده شده و معنى واقعى آشكار گردد.  نوروز هم گذشت زمان بر آن يك پرده ضخيم و تاريك انداخته كه ماهيت و حقيقت
واقعى آن را از ما پوشانيده بود و همين باعث شده كه مردم از نوروز و علت
حدوثى آن برداشتها و تفسيرهاى مختلف و نادرستى بكنند ولى در اين ميان اين
امام(ع) است كه با علم الهى خود از نوروز و علت حدوث آن به درستى خبر مى
دهد چون به اعتقاد ما شيعيان امام(ع) چنان كه اين كه از گناه به دور است،
همچنين از اشتباه و خطا كه ناشى از جهل و غفلت و غيره است نيز به دور مى
باشد. در حديث، كلمه و يا قرينه اى دال به اين كه منظور از نوروز غير از
نوروز معروف و مشهور در نزد ايرانيان است وجود ندارد مگر &amp;laquo;كلما&amp;raquo; كه صرف
ردع و منع است اما منظور امام اين نيست كه با اين جواب باور ايرانيان در
مورد نوروز را رد كند بلكه مى خواهد از علت واقعى نوروز خبر دهد توضيح
اينكه اگر امام تعريف معلى را رد كردند نه به خاطر اين بود كه تعريف معلى
نادرست بود و يا اين كه امام(ع) مى خواست نوروز مورد اعتقاد و منظور خود
را بيان كند ولى معلى از نوروز مورد اعتقاد ايرانيان خبرداد و امام هم رد
فرمود بلكه اگر امام اين تعريف را رد فرمودند به خاطر اين بود كه اين
تعريف يك تعريف سطحى و تعريف به رسم و رسوم بود و در اين تعريف هيچ اشاره
به علت وجودى نوروز نشده است و خود معلى در صدر حديث هم بيان داشت كه من
اين روز را نمى&amp;rlm;شناسم اما ايرانيان چنين برخوردى با اين روز دارند و گويا
معلى مى خواست از اين طريق نوروز را بشناساند كه امام معلى را از چنين
تعريف منع و بازداشتند و خود در صدد تعريف واقعى آن برآمدند كه گذشت زمان
باعث فراموشى علت واقعى نوروز و مراسم آن شده است.
حقيقت و جان مايه نوروز
حال امام مى خواهند با اين بيان ما را متوجه علت واقعى نوروز بكنند كه
نوروز يك تحويل سال و يا ابتداى فصل بهار به تنهايى نيست بلكه اگر نوروز
را نوروز مى خوانند اين به خاطر وقايع و تحولات بزرگى چون غدير و ظهور
امام زمان در چنين روزى مى باشد و همين تحولات عظيم و بزرگ باعث بزرگى و
عظمت اين روز شده است و الا همه روزها در اين كه يك روز هستند هيچ فرقى
باهم ندارند و عباراتى چون &amp;laquo;براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن
را حفظ كردند و شما آن را ضايع كرديد و يا آن اولين روز از سال ايرانيان
است و يا پس آب پاشيدن در نوروز سنت شرعى گشت همه اين عبارات كه در احاديث
آمده است، دلالت مى كند كه منظور از نوروز همان نوروز مورد اعتقاد
ايرانيان است نه چيز ديگر.  بنابراين با اطمينان كامل مى توانيم بگوييم كه احاديث، نوروز را به عنوان
روزى خاص از سال كه همان اول سال ايرانيان باشد به روزى كه امر دين و قدرت
خداوند در ميان مردم و جامعه ظهور و تبلور يافته و استوار مى شود، تفسير
نموده&amp;rlm;اند.  
پي نوشت&amp;rlm;ها
[1]. ماهنامه درسهايي از مكتب اسلام.  [2]. المنجد، اقرب الموارد، معجم مفردات الفاظ القرآن، معجمع الفروق
اللغويه، مجمع البيان، فرهنگ بزرگ جامع نوين، تحريم النوروز به نقل از
كتاب &amp;laquo;نوروز چه روزى است&amp;raquo;.  [3]. روزنامه جمهورى اسلامى 11/1/79 پيام رهبرى به مناسبت سال. گفتنى است كه اين مقاله در سال 79 نوشته شده است.  [4]. &amp;laquo;و اتى على (ع) بهديه النيروز، فقال: ما هذا؟ قالوا: يا اميرالمومنين
اليوم النيروز، فقال: اصنعوا لنا كل يوم نيروزا&amp;raquo; (من لا يحضره الفقيه:
ج&amp;rlm;3، ص 300).  [5]. &amp;laquo;اخبرنا ابوعبدالله الحافظ، ثنا ابوالعباس محمد بن يعقوب، ثنا الحسن
بن على بن عفان ثنا ابو اسامه عن حماد بن زيد، عن هشام عن محمد بن سيرين
قال: اتى على(رضى الله عنه) بهديه النيروز، فقال: ما هذه؟ قالوا: يا
اميرالمومنين هذا يوم النيروز. قال: فاصنعوا كل يوم فيروز&amp;raquo; قال ابو اسامه
كره إن يقول نيروز&amp;raquo; (سنن بيهقى: ج&amp;rlm;1، ص 234).  توضيح : اين كه ابو اسامه مى گويد: على اكراه داشت از اين كه بگويد &amp;laquo;نيروز
است&amp;raquo; برداشت نادرستى است چون ابواسامه در محضر على نبوده تا بگوئيم از
چهره و يا كفيت كلام آن حضرت اين مطلب را فهميده است چون او اين حديث را
به سه واسطه نقل مى كند بلكه على مى خواسته بگويد: &amp;laquo;پيروزيد&amp;raquo; اما چون حرف
&amp;laquo;پ&amp;raquo; در كلام فصيح عرب به كار نمى رود، لذا تعبير به &amp;laquo;فيروز&amp;raquo; نمودند.  [6]. قال اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه انا اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه
بن النعمان بن المرزبان من ابنإ فارس الاحرار و الله ما وقع علينا رق قط،
ولد جدى سنه ثمانين(نسخه اى كه نگارنده ديده، &amp;laquo;ثمانين&amp;raquo; مى باشد. ولى
احتمال هست كه در اصل &amp;laquo;ثلاثين&amp;raquo; باشد؛ زيرا اگر ثمانين باشد با دوران
زندگانى اميرالمومنين(ع) سازگار نيست) و ذهب به الى على بن ابى طالب و هو
صغير فدعا له بالبركه فيه و فى ذريته و نحن نرجو من الله إن يكون قد
استجاب لعلى. قال : و النعمان بن المرزبان هو الذى اهدى الى على بن ابى
طالب الفالوذج فى يوم النيروز، فقال على &amp;laquo;نوروزنا كل يوم&amp;raquo;. (الانساب: ج&amp;rlm;2،
ص 37).  [7]. دعائم الاسلام: ج&amp;rlm;2، ص 326.  [8]. حدثنى المولى السيد المرتضى العلامه بهإ الدين على بن عبدالحميد
الساريه باسناده الى المعلى بن خنيس عن الصادق ان يوم الينروز هو اليوم
الذى اخذ فيه النبى لاميرالمومنين على العهد بغدير خم فاقروا فيه بالولايه
فطوبى لمن ثبت عليها و الويل لمن نكثها و هو اليوم الذى وجه فيه رسول الله
عليا الى وادى الجن فإخذ عليهم العهود و المواثيق. و هو اليوم الذى ظفر
فيه بإهل النهروان و قتل ذا الثديه. و هو اليوم الذى يظهر فيه قائمنا إهل
البيت و ولاه الامر، و يظفره الله تعالى بالدجال فيصلبه على كناسه الكوفه.
و ما من نيروز الا و نحن نتوقع فيه الفرج لانه من ايامنا حفظه الفرس و
ضيعتموه ثم ان نبيا من انبيإ بنى اسرائيل سإل ربه إن يحيى القوم الذين
خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فإماتهم الله فإوحى اليه ان صب عليهم
المإ فى مضاجعهم، فصب عليهم المإ فى هذا اليوم فعاشوا و هم ثلاثون الفا.
فصار صب المإ فى يوم النيروز سنه ماضيه لا يعرف سببها الا الراسخون فى
العلم و هو اول يوم من سنه الفرس قال المعلى و املى على ذلك و كتبته من
املائه. و عنه انه اهدى اليه فالوذج فقال: ما هذا؟ قالوا: يوم نيروز قال:
فنيروزا ان قدرتم كل يوم يعنى تمادوا و تواصلوا فى الله. (عوالى اللئالى:
ج&amp;rlm;3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج&amp;rlm;56، ص 116 - وسائل الشيعه:
ج&amp;rlm;5، ص 288).  [9]. و روى عن المعلى ايضا قال: دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فى
صبيحه يوم النيروز، فقال: يا معلى اتعرف هذا اليوم؟ قلت لا. و لكنه يوم
يعظمه العجم و تتبارك فيه قال: كلا، و البيت العتيق الذى ببطن مكه، ما هذا
اليوم الا لامر قديم، افسره لك حتى تعلمه. فقلت: لعلمى هذا من عندك احب
الى من إن اعيش ابدا. و يهلك الله اعدائكم. قال: يا معلى يوم النيروز، و
هو اليوم الذى اخذ الله فيه ميثاق العباد إن يعبدوه و لا يشركوا به شيئا و
ان يدينوا فيه برسله و حججه و اوليائه، و هو اول يوم طلعت فيه الشمس و هبت
فيه الرياح اللواقح، و خلقت فيه زهره الارض، و هو اليوم الذى استوت فيه
سفينه نوح على الجودى. و هو اليوم الذى احيا الله فيه القوم الذين خرجوا
من ديارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم. و هو اليوم
الذى هبط فيه جبرئيل على النبى و هو اليوم الذى كسر فيه ابراهيم اصنام
قومه. و هو اليوم الذى حمل فيه رسول الله اميرالمومنين على عليه السلام
على منكبيه حتى رمى اصنام قريش من فوق بيت الحرام فهشمها. (مدرك قبل).  [10]. عن المعلى بن خنيس عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النيروز قال: اذا كان
يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك، و تكون ذلك
اليوم صائما. فاذا صليت النوافل و الظهر و العصر فصل بعد ذلك إربع ركعات،
تقرإ فى اول كل ركعه فاتحه الكتاب و عشر مرات &amp;laquo;انا انزلناه فى ليله القدر&amp;raquo;
و فى الثانيه فاتحه الكتاب و عشر مرات &amp;laquo;قل يا ايها الكافرون&amp;raquo; و الثالثه
فاتحه الكتاب و عشر مرات &amp;laquo;قل و الله احد&amp;raquo; و فى الرابعه فاتحه الكتاب و عشر
مرات المعوذتين و تسجد بعد فراغك من الركعات سجده، الشكر و تدعوا فيها
يغفر لك ذنوب خمسين سنه. (مصباح المتهجد ص 591، وسائل ج&amp;rlm;5، ص 288).  [11]. قد روى عن النبى(ص) انه قال: لعلى(ع) سبعه عشر اسما فقال ابن عباس
اخبرنا ما هى يا رسول الله؟ فقال: اسمه عند العرب على و عند امه حيدره و
فى التوراه اليا و فى الانجيل بريا و فى الزبور قريا و عند الروم بظرسيا و
عند الفرس نيروز و عند العجم شميا و عند الديلم فريقيا و عند الكرور شيعيا
و عند الزنج حيم و عند الحبشه تبير و عند الترك حميرا و عند الارمن كركر و
عند المومنين السحاب و عند الكافرين الموت الاحمر و عند المسلمين وعد و
عند المنافقين وعيد و عندى طاهر مطهر و هو جنب الله و نفس الله و يمين
الله عزوجل قوله &amp;laquo;و يحذركم الله نفسه&amp;raquo; و قوله: &amp;laquo;بل يداه مبسوطتان ينفق كيف
يشإ&amp;raquo; (الفضائل تإليف شاذان بن جبرئيل قمى، ص 175).  [12]. الفقيه: ج&amp;rlm;2، ص 300 ح 4074 قال(ع) : &amp;laquo;نيروزنا كل يوم&amp;raquo;.  [13]. همان.  [14]. همان.  [15]. بحارالانوار: ج&amp;rlm;71، ص 173 ح 5، باب 64.  [16]. بحار: ج&amp;rlm;91، ص 136، ح 5، باب 5.  [17]. اين قسمت در حديث بحار موجود است ولى در ساير نسخ احاديث موجود نيست.  [18]. اين قسمت حديث در بحار موجود است &amp;laquo;لانه من ايامنا و ايام شيعتنا&amp;raquo;ج&amp;rlm;56، ص 91.  [19]. بحارالانوار: ج&amp;rlm;56، ص 141، المحاسن و الاضداد، ص 27.  [20]. التفهيم لاوائل صناعه التنجيم: ص 253.  [21]. تكتف يعنى دو دست را رويهم بر سينه گذاشتن، عملى است كه اهل سنت
هنگام نماز به آن معتقدند. مى گويند بزرگ اهل سنت(عمر) اين عمل را از
مجوسان ايرانى اقتباس كرد و دستور داد از اين پس همه مسلمانان هنگام نماز،
به عنوان خضوع در برابر خدا (همچون خضوع ايرانيان در برابر پادشاه) به آن
ملزم شوند.</description>
            <author>مهدي عباسی</author>
        </item>
    </channel>
</rss>

